بگم از انتخاب رشته و اینا
بگم از دانشجوشدن تو شهر دیگه
راستش یکم میترسم از تنهایی از دوری خانواده
بگم از چمدونی که جمع کردم
بگم از بغض های مامانم که دوست نداره من برم
بگم از آینده ای ک میخوام براش خیلی تلاش کنم
بگم از خدایی ک بازم حس میکنم هوامو داره
............
پ ن : قول بده بمونی قلبمو بسازش...